You are here

بیت‌ها

Subscribe to بیت‌ها feed
در امتداد صفر و یک‌ها
Updated: 1 ساعت 41 دقیقه پیش

Tomorrowland – با طعم علمی-تخیلی

Sun, 10/04/2015 - 00:01

Tomorrowland poster
بعد از دیدن Southpaw که احتمالا شما رو هم به یاد Million Dollar Baby می‌اندازد و چند فیلم نه‌ چندان خوب، هفته‌ی اول مهرِ سینماییِ خوبی نداشتم، تا اینکه وبلاگی دوباره منو یاد فیلمی انداخت به اسم Tomorrowland که مدت‌ها منتظرش بودم؛ احتمالا چون جورج کلونی توش بازی میکنه!

همان‌طور که از ظاهر فیلم و قلم‌فرسایی‌هایِ وبلاگ‌های فارسی هم برمی‌آید فیلمی‌ست که مخاطب آن، بطور خاص نوجوانان هستند و فضایی نوجوانی دارد. و به واقع هم با یک فیلم علمی-تخیلیِ تقریبا فانتزی گونه طرف هستیم. البته پس از کمی جلو رفتن قصه، که بیش از معمول طول می‌کشد(تقریبا نصف فیلم) کم‌کم شما هم ( حتی به عنوان مخاطب بزرگسالِ جدی! ) جذب فیلم خواهید شد. فیلمی که در انتها نشان خواهد داد که حرفی برایِ گفتن داشته و صرفا وقت خود را صرفِ دیدن گجت‌هاییِ جذابِ هالیوودی نکرده‌اید.

احتمالا در ابتدا، گاهی احساس خواهید کرد که روند فیلم به سمت فیلم‌هایی مثل Spy Kids پیش خواهد رفتو بعد شبیه The Terminator خواهد شد، که حداقل که امیدوارکننده‌ست.
Tomorrowland

در نهایت بعد از عبور یک سفینه فضایی از درون ایفل و گذر این سفینه از دنیای ۳ بعدی به چند بعدی! Tomorroland به شما ثابت خواهد کرد که وقت‌تان هدر نداده‌اید.

قسمت‌هایی از داستان، علامت‌سوال‌هایِ بزرگی برجای میگذارد، و با کمی دقت کم‌کاری‌هایِ یک فیلم درجه سه را هم در فیلم‌نامه متوجه می‌شوید؛ ولی به جرات می‌تونم بگم که فیلم ایده‌ای جالبی رو دنبال میکنه و در نهایت هم به خوبی این ایده رو از دل این همه زرق و برق بیرون میکشه، البته نه اونقدر قابل ستایش که ارزش ۱۹۰ میلیون رو داشته باشه، چون قبلا نولان با ۱۶۰ میلیون شاهکاری مثل Interstellar ساخته و انتظار شما رو از سینما بالا برده.

در نهایت من به این فیلم نمره‌ی ۷/۱۰ ‌رو میدم، و معتقدم جورج کلونی بازیِ قابل قبولی ارائه داد!

Mad Max: Fury Road – اگر دیوانه‌ی اکشن هستید!

Sat, 09/19/2015 - 21:38

Mad Max Fury Road

فیلم Mad Max: Fury Road از جمله فیلم‌های اکشن تابستان بود که به جرات می‌توان گفت تمام تابستان ۲۰۱۵ چنین شاهکاری به خود ندیده، و حتی کل ۲۰۱۵ چنین اکشنی! اگر دوستار فیلم‌های اکشن دیوانه‌واری هستید که حتی بعد از اتمام فیلم هم چندین دقیقه مبهوت به مانیتور خیره شوید، این بهترین انتخابی‌ست که می‌توانید داشته باشید.

من Mad Max هایِ قبلیِ جورج میلر رو ندیدم، مسلما شما هم بسیاری از فیلم‌هایی که قبل از تولدتون ساخته شدن رو ندید! ولی خیلی جالبه که کارگردانی ۷۰ ساله، چنین فیلم اکشنی بسازه، نه اینکه کارگردان‌های ۷۰ ساله نتونن اکشن بسازن و لزوما باید برن سراغ فیلم‌های فلسفی، یا مثل وودی آلن، (نیمه شب در پاریس) بسازن، بلکه ساختن چنین اکشنی، کار خیلی سختیه، فیلمی که گفته شده حدود ۱۵۰ تا بدلکار داشته، تقریبا تمام صحنه‌های اکشن واقعا در صحراهای استرالیا ( احتمالا چون جورج میلر استرالیایی هست) گرفته شده و نهایتا با کامپیوتر ویرایش شده. در مورد کارگردان چیز زیادی نمی‌دونم، فقط همین که حدود ۳۵ سال پیش اولین Mad Max رو ساخته.

Mad Max Fury Road

تام هاردی هم هرچند نمیشه گفت بهترین بازی رو ارائه داده ولی به جرات میشه گفت اونقدری هست که در ذهن شما یک مکسِ دیوانه تداعی کنه. و بعد از Charlize Theron که بازیِ قابل قبولی رو ارائه داده، شاهد شاهکاری هستیم که Nicholas Hoult از خودش به جا میزاره. به نظر من وزنه‌‌ی اصلیِ فیلم برای جذب مخاطب و موندگاریِ فیلم روی دوش Nicholas Hoult هست. Nicholas Hoult در اینجا شخصیتی هست که نیمه‌ی اول فیلم رو ضدِقهرمان هست، و نیمه‌ی دوم فیلم تبدیل به قهرمانان فیلم میشه. در واقع کسی هست که خیلی سخت انتخاب میکنه که باید کدوم طرف باشه، ولی وقتی که انتخاب کرد، تا آخر همون‌طرف می‌مونه.

از جمله ایراداتی که میشه از Mad Max: Fury Road گرفت، نداشتن داستان هست. البته معمولا فیلم‌ها یا داستان دارن و یا اکشن هستند، و بخاطر همین هم معمولا فیلم‌ها معمولی هستند و نه شاهکار، ولی Mad Max: Fury Road با وجود اینکه به هیچ وجه هدف قصه گفتن رو دنبال نمی‌کنه، با اینحال در حدِ کفایت یک فیلم اکشن داستان داره.

Mad Max: Fury Road از معدود فیلم‌هایِ اکشنی هست که من بهش نمره‌ی بالایِ ۷ میدم، فیلمی که در IMDB، نمره‌ی ۸.۳ داره.

تجربه‌ی اولین روز من با لینوکس – شگفت زده شدم!

Tue, 08/25/2015 - 16:54

ubuntu

 

مدت زیادی‌ست که به واسطه‌ی وبلاگ جادی و خوندن کتابی که ایشون ترجمه کردن به اسم فقط برای تفریح که شرحی از زندگی لینوس تروالدز، خالق لینوکس هست ( می‌تونید رایگان از اینجا دانلود کنید ) ، با این سیستم‌عامل آشنا شده‌ام. البته منظور من از آشنا شدن؛ فهمیدنِ این هست که چنین چیزی هم وجود داره. خب مسلما اگر کمی گیک پندار باشید و کمی هم عنصر کنجکاوی در شما موج بزند، هرگز نمی‌توانید چنین چیزی را تجربه نکنید.

بعد از کمی جست و جو متوجه شدم که معروف‌ترین و پر استفاده‌ترین توزیع لینوکس اوبونتو است، پس با گوگل کردن ‌ubuntu به سایت اوبونتو رسیدم. و یک فایل iso که نسخه‌ی ۶۴ بیتیِ اوبونتو بود دانلود کردم. در مورد اوبونتو فقط اگر رم شما بیشتر از ۲GB هست، توصیه میشه که ۶۴ بیتی نصب کنید.

 

download ubuntu

در مورد اوبوتو چیزی که من رو شگفت زده کرد نصب خیلی راحتش بود؛ بعد از اینکه فایل رو دانلود کردم، با یک نرم‌افزار ساده که بتونه bootable فلش درست کنه، کپی کردم تو فلش و یک پارتشین مناسب لینوکس هم ایجاد کردم ( با یک سرچ ساده هر دو کار رو در کمتر از ۵ دقیقه انجام میدید ). حالا کافیه لپ‌تاپ رو ریستارت کنید و تو تنظیمات بایوس فلش رو بوت کنید و با چند کلیک ساده، حتی به سادگیِ‌ نصب یک نرم‌افزار روی ویندوز، شما یک سیستم‌عامل نصب می‌کنید.

نکته‌ی دیگری که باعث شد شگفت زده بشم، پشتیبانیِ کامل اوبوتو از سخت افزار بود، طوری که بدون نیاز به هیچ درایوری، تمام سخت‌افزارها شناخته شدن. البته در جست‌وجوهایی که در این مورد کردم، افرادی که از این مسئله گله‌مند بودند، ولی بعید می‌دونم در ۹۰٪ مواقع همچین مشکلی پیش بیاد. حالا در مورد ویندوز به این صورت هست که چندین برابر زمانی که طول می‌کشه که شما ویندوز رو نصب کنید، باید صرف نصب درایورها کنید، و با اومدن یک نسخه جدید از ویندوز، باید کلی منتظر بمونید تا درایورهای جدید توسط شرکت یا شرکت‌های سازنده سخت‌افزارتون منتشر بشه.

فونت اصلی اوبونتو مخصوصا برای فارسی، خیلی زیباتر و خواناتر از ویندوز است. از اونجایی که یک نسخه از ‌فایرفاکس ‌هم روی اوبونتو وجود داره، می‌تونید با وبگردی شروع کنید.

سعدیا با تو نگفتم که مرو از پی دل

نروم باز گر این بار که رفتم جستم

 

احتمالا سعدی هم متوجه شده که چه کاری کرده و گفته که همین ی بار اگه بتونم خودمو نجات بدم، دیگه دنبال چیزی که دلم میگه نمی‌رم؛ بعد از این خوشحالی و شگفت‌زدگی و چند دقیقه کیف کردن با محیط جدید، احتمالا دلتون می‌خواد که مثلا یک فایل تصویری رو اجرا کنید و با وجود مدیاپلیری که وجود داره، باز هم خطای نصب فلان پلاگین رو دریافت می‌کنید؛ و من، یک کاربر ویندوزی، تا پایان روز اول نتونستم این کار رو با موفقیت انجام بدم. احتمالا با خودتون می‌گید خوب مگه نتونستی با یک سرچ ساده جواب این سوال رو هم پیدا کنی؟ و باید بگم که جواب به احتمال زیاد ساده‌ست، ولی من فقط نیم ساعت وقت صرف کردم تا بفهمم باید با این جواب‌هایی که وجود داره چکار کنم. مثلا بعد تصمیم گرفتم که کلا یک مدیاپلیر دیگه نصب کنم، مثل vlc که خوشبختانه نسخه لینوکسی هم داره. می‌دونید چجوری باید نصبش کنید:

اینجوری : apt-get install vls .

پاسخ بسیار ساده‌ست، ولی سوالی که این پاسخ به همرا میاره این هست که یعنی چی!!! چیکارش کنم؟! :))‌  اگر انتظار اموزش تصوری داشته باشد به احتمال زیاد کاربران لینوکس به شما خواهند خندید ( البته مطمئن نیستم )!  باید جستجو کنید، و یا از قبل کمی آشنایی داشته باشید که بدانید باید این دستور را در ترمینال!!! وارد کنید. یعنی Ctrl + Alt + t رو نگه می‌دارید تا صفحه‌ای شبیه صفحه‌ی نمایش در  فیلم‌های هکری! باز شود و بعد آنجا می‌نویسید apt-get install vls

که خب متاسفم، چون نوشته میشه آیا شما root ( ریشه ) هستید؟!!! یا دسترسی نداری!!!! و باز بعد از کلی جستجو متوجه این نکته میشید که باید عبارت sudo رو که من چندین با subdo ( چون subdo می‌تونه معنی انجام دادن توسط ریشه رو بده ) خوندم  رو قبل از اون عبارت قبلی بنویسید: یعنی sudo apt-get install vls.
و بعد از شما رمز عبوری رو که هنگام نصب اوبونتو بسیار شاد انتخاب کردید می‌خواد؛ ولی هرچی تایپ می‌کنید هیچ حرفی وارد نمیشه!!! :)) ( حتی ستاره هم چاپ نمی‌شه )‌ در ابتدا تئوریِ هنگ کردن اوبوتو و … به ذهن شما خطور میکه، ولی باید بگم که رمز عبور رو درست وارد کنید و  Enter بزنید. و بعد از fetch ( لینوکسی‌ها چه چیزایی دارن ) شدن اطلاعات اولیه باید y رو بزنید و سپس enter  و بالاخره شما تونستید یک برنامه دانلود و نصب کنید!

 

 

Terminal

 

ـ البته همون اول رنگش اینجوری نیست، بخاطر تم اوبوتو بنفش هست ولی من بخاطر اینکه بیشتر شبیه فیلم‌ها باشه این رنگی کردم!

مهاجرین ویندوزی یادتون باشه برای خروج از ترمینال دکمه‌ی × گوشه‌ی بالا رو نزنید، بلکه بسیار هکرانه‌طور است که exit را تایپ کرده و Enter بزنید!

 

در مورد نصب چیزهایی مثل ویرایشگر عکس و … بعد از کمی تلاش تصمیم گرفتم از نسخه آنلاین استفاده کنم که به ‌Free Online Image Editor رسیدم. و عکس‌هایی که در این پست مشاهده میکنید با همین سایت ویرایش کردم.

حالا شما فکر کنید اگر بخوام چیزی مثل Android Studio نصب کنم و بعد Emoulator  و یا چیزی شبیه wamp یا xampp در ویندوز، باید چند سال تلاش کنم؟!

 

سخن آخر: نگاه طنزی که در بالا داشتم به کنار، شخصا به عنوان کسی که تجربه‌ی اندکی با اندروید دارم؛ معتقدم لینوکس بسیار کارآمد و قدرتمند است. می‌تونید توی همون ترمینالی که در بالا بهش اشاره کردم، کارهایِ شگفت‌انگیزی انجام بدید، کارهایی که در ویندوز شاید غیرممکن باشند. به شرط اینکه کمی عادات ویندوزیِ خودتونو کنار بگذارید و چند روز هم وقت بگذارید.

مستند شهروند چهارم

Wed, 07/08/2015 - 16:46

public computer
مستند شهروند چهارم، ساخته‌ی لورا پویترس، در اکتبر ۲۰۱۴ منتشر شد. مستندی ۱۱۴ دقیقه‌ای که به پشت پرده‌ی افشاگری‌های ادوارد اسنودن پرداخته، و علاوه بر جنبه‌هایی از این افشاگری‌ها که همه‌ی ما قبلا در رسانه‌ها پیگیری کرده‌ایم، نمایی هم از شخصیت و پشت پرده‌ی این قضایا برای ما نمایان می‌سازد.

شهروند چهارم مستندی‌ست که برای ما عیان می‌کند، زندگی ادوارد اسنودن به هیچ وجه شبیه آن چیزی نیست که ما در سریال ۲۴ یا سری فیلم‌های جیمز باید می‌بینیم. بلکه انسانی‌ست معمولی که تحت فشار دچار استرس می‌شود، معمولی صحبت می‌کند، و برای مخفی کردن چهره‌اش از عینک آفتابی استفاده نمی‌کند.

شاید برای ما که به فیلم‌های قهرمانیِ آمریکایی خو گرفته‌ایم کمی سخت باشد که فیلمی مستندی ببینیم که در آن هیچ خبری از ابزارهایِ پیشرفته نیست و هیچ اسلحه‌ای هم در آن دیده نمی‌شود. ولی هرچند مشکل و طاقت‌فرسا، بهتر است گاهی وقت بگذاریم و نه سرفا برای سرگرمی، بلکه برای دانستن واقعیت، چشممان را به آینه‌های سیاه بدوزیم.

بدون شک شهروند چهارم باعث می‌شود تعریف‌مان از قهرمان بودن تغییر کند، چون قهرمان این مستد، فردی لاغر است و عینکی، حتی آنچنان مجذوب کننده هم صحبت نمی‌کند. ولی جرات آن را داشته که تمام رفاه و روزمرگی و امنیت شغلی را رها کند، تمام کسانی که میشناخته را رها کرده، فقط برای اینکه کار درست را انجام دهد.

 

تریلر شهروند چهارم

لینک دانلود ویدیو

سریال Halt and Catch Fire

Wed, 07/01/2015 - 14:22

public computer

Halt and Catch Fire سریالی‌ست که از سال ۲۰۱۴ از شبکه HBO در حال پخش است، و تابحال فصل اول آن تمام شده و فصل دوم در حال پخش است. سریالی واقعا جذاب برای گیک‌ها و برنامه‌نویس‌ها و افرادی که به دنیای کامپیوتر علاقه دارند.

سریال Halt and Catch Fire در مورد شرکتی‌ست که در دهه ۸۰ که بدون شک اوج شکل‌گیری PCهایی‌ست که ما اکنون می‌شناسیم، قصد تولید یک PC را دارد، کامپیوتری که قرار است اولین لپ‌تاپ یا همان PC قابل حمل باشد. و اینجا قرار است تمام مشکلات، سختی‌ها، چالش‌ها و البته لذات پیش‌روی این افراد در مسیر تولید را ببینید.

بدون شک Halt and Catch Fire از نظر سینمایی به هیچ وجه قابل مقایسه با سریال‌هایی مانند Game Of Thrones نیست. و نهایتا بتواند یک سریال معمولی باشد. بطور کلی بسیاری از شخصیت‌ها درست پردازش نشده‌اند، روند قصه در مواردی دچار رخنه می‌شود و خیلی از اوقات هم ممکن است بخاطر کش‌دار شدنِ یک موضوع بی‌اهمیت از سریال خسته شوید. ولی اگر یک گیک تکنولوژی هستید؛ به هیچ وجه Halt and Catch Fire را از دست ندهید.

نسخه‌ی وب اسکایپ هم‌اکنون فعال است!

Sat, 06/06/2015 - 18:07

public computer

ظاهرا پس از اپ‌های مختلف که نسخه‌ی وب خود را ارئه داده‌اند این بار نوبت اسکایپ است. نسخه‌ی وب واتس‌اپ که با استقبال خوبی هم روبرو شد، دیگران را هم به این فکر انداخته که نسخه‌ی وب سرویس خود را ارئه دهند. البته مسلم است که دلیل واتس‌اپ برای این کار، نداشتن نسخه‌ی دسکتاپ این برنامه است، ولی اسکایپ، با وجود اینکه نسخه‌ی دسکتاپ این اپ هم موجود است، چرا باید نسخه‌ای هم برای مرورگرها داشته باشد؟

البته نسخه‌ی وب اسکایپ برای کاربران برخی سیستم‌عامل‌ها هم خوشایند است، مثلا کروم بوک‌هایی که هنوز هیچ نرافزاری برای آنها ارائه نشده است.

در حال حاضر، نسخه‌ی بتای تحت وب اسکایپ، تنها برای اینگلیسی‌ها و آمریکایی‌ها فعال است، که البته با تغییر IP به راحتی می‌توان به آن دسترسی داشت. نسخه‌ی وب اسکایپ بسیار شبیه به اپ موبایل این برنامه طراحی شده.

منبع

چرا انسان نمی‌تواند آزاد باشد

Thu, 05/14/2015 - 16:01

freedom
مسلما همه‌ی انسانه از همان ابتدای آفرینش یعنی زمان آدم و حوا تا هر زمان که نسل بشریت در حال تنفس روی این کره‌ی خاکی و حتی کرات دیگر باشد؛ همیشه خواهان آزادی و امنیت بوده و خواهد بود. ولی هیچگاه در طول تاریخ به این آرمان دست نخواهد یافت که شاید دلیلش این باشد که در ادامه آورده‌ام.

اصلی‌ترین مسئله در مورد امنیت و آزادی، حال چه بصورت فردی و چه بصورت اجتماعی شاید این باشد که برای رسیدن به این اهداف، حال چه یک جامعه چه فرد، باید آزادی یا امنیت یک جامعه یا فرد دیگر را بخطر بیاندازد، یا مختل کند تا خودش به این مهم دست یابد. برای مثال: فرض کنید قرار باشد آزادی شما در هر زمینه‌ای بدون قید و شرط مهیا باشد، پس شما می‌توانید ساعت ۳ بامداد صدای ضبط‌تان را زیاد کنید که مسلما این برابر خواهد بود مخَِل آزادیِ افراد دیگری که قصد خوابیدن دارند؛ یعنی حداقل چند نفر آزادیِ خود را برای خوابیدن در آن ساعت از دست خواهد داد. پس بهای آزادیِ شما، از بین رفتن آزادیِ دیگران است.

در مورد امنیت هم با مسئله‌ی مشابهی روبرو هستیم. مثلا شما برای تامین امنیت خود در معقولانه‌ترین روش ممکن؛ به پلیس مالیات می‌دهید که امنیت شما را تامین کند. حال آنکه با این کار شما آزادی عمل و امنیت را از سارقان و جنایتکاران سلب کرده‌اید، هرچند شاید این حرف مضحک بنظر برسد و شما بگویید: خب امنیت آنها که مهم نیست. ولی به هر حال در مفهوم واقعی آزادی، هر فرد باید بتواند که اگر دلش بخواهد دزدی کند و یا جنایت، حال آنکه ما این آزادی را از او سلب کرده‌ایم.

کشورها برای تامین امنیت ملت‌شان بمب اتم میسازند، ولی آیا این برابر با به خطر افتادن امنیت کل جهان نیست؟!

سارتر:

” انسان نه تنها آزاد است، بلکه محکوم به آزادی است “

 

پس حال که محکوم به آزادی هستیم، چرا خودمان را اینقدر محدود میدانیم؛ مسئله اینجاست که همین آزادی به ما قدرت انتخاب می‌دهد که انتخاب کنیم تا چه حد آزاد باشیم، و تا چه اندازه آزادیِ دیگران را به مخاطره بیاندازیم.

از نظر من دلیل اینکه برخی افراد در دنیا آزادی و امنیت کمتری دارند، این است که افرادی دیگر آزادی و امنیت بیشتری دارند، در واقع برخی افراد که قدرت بیشتری دارند؛ برای خود آزادی و امنیت فراهم آورده‌اند، حال آنکه با این کار آزادی را از دیگران سلب کرده‌اند.

کتاب: دنیای قشنگ نو

Tue, 05/05/2015 - 21:45

دنیای قشنگ نو

کتاب “دنیای قشنگ نو ” نوشته ” آلدوس هاکسلی ” از میان رمان‌هایی که اخیرا خوانده‌ام، حرفی برای گفتن داشته، و اثری شاخص محسوب می‌شود. رمانی که با عوض کردن قواعد زندگی انسان‌ها، ترسیمی از آینده‌ی جوامع انسانی را به نمایش می‌گذارد و البته نه به فضاهتِ و کاریکاتور نماییِ اکثر فیلم‌های هالیوودی.

این کتاب اول از همه برای من یادآور شاهکار جورج اورول یعنی ۱۹۸۴ است، به آن جهت که نمایی از نظام توتالیتر را به نمایش می‌گذارد، البته نه به شدت ۱۹۸۴ ! در ۱۹۸۴ شاهد توتالیترگری به معنی واقعی کلمه هستیم و آزادی افراد بطور شهودی، کاملا از بین رفته و همه، غرق در اجتماع شده‌اند و هرچند از نگاه شخصیت اصلی شاهد فردیتی هستیم که علاقه‌ی به اجتماع ندارد، ولی به هرحال لوازم جاسوسی آنقدر هست که به‌واقع، هرگز نمی‌تواند تنها باشد. وسایلی مانند تلوزیون که علاوه بر تصاویری که پخش می‌کند، خودش هم تصویر خانه را بطور زنده برای مرکز فرماندهی می‌فرستد، پس هیچگاه شخصیت اصلی را تنها‌ نمی‌بینیم، مگر در مواقعی معدود که با هزاران دلهره، تنها لحظه‌ای، کنج خلوت اختیار می‌کند.

1984

از طرفی دیگر جورج اورول به ما قدرت قضاوت نمی‌دهد و عملا نظام سیاسی توتالیتر را نفی می‌کند و بشدت به خواننده هشدار می‌دهد. و از همان ابتدای کتاب، تا غافلگیریِ یک-سومِ پایانی، ما بکلی در جبهه‌یِ مخالفان و متنفرانِ توتالیتر هستیم.

ولی “دنیای قشنگ نو” اینگونه نیست، کتابی که در ۱۹۳۲ نوشته شده و چیزی نمانده که یک قرن از عمرش بگذرد، ولی ما هرگز این موضوع را حس نمی‌کنیم، طوری که انگار در قرن ۲۱ به نگارش درآمده باشد. برعکس ۱۹۸۴ که بطور جدی یک اثر پادآرمانشری است، دنیای قشنگ نو می‌کوشد که قضاوت را به عهده‌ی خواننده بگذارد، که از اسم کتاب هم این طنز تلخ و سیاه نهفته در قلم آلدوس هاکسلی پیداست.

در ابتدا هاکسلی می‌کوشد تا ما را با دنیایی قشنگ نو، که لندنِ ۲۵۴۰ میلادی است آشنا کند، آینده‌ای که چندان هم دور از واقعیت نیست، و اکثر جنبه‌های آن برایمان کاملا ملموس است. لندن ۲۵۴۰ شهری‌ست کاملا مکانیزه که نظام خانوادگی در آن بکلی منسوخ شده، چون جنین‌ها را در بطری پرورش می‌دهند، بعد آنها را شرطی سازی می‌کنند، آن هم به طرق مختلف و در نهایت از عمر ۶۰ تا ۷۰ ساله‌ی آنها کار می‌کشند. هرچند خود این افراد به سبب اینکه کاملا شرطی‌سازی شده‌‌اند، خود را کاملا خوشبخت و آزاد می‌دانند، ولی از نظر ما (هرچند کاملا مطمئن نیستیم) این افراد نه خوشبخت هستند و نه آزاد.

تقریبا از نیمه‌های کتاب هم هاکسلی، فردی به نام “جان” را وارد قصه می‌کند، کسی که اهل نه اهل لندن است و نه اهل هیچ‌یک از جوامع متمدن دیگر. بلکه در میان سرخ‌پوستان بزرگ شده و در سراسر کتاب هم، اکثرا او را وحشی می‌خوانند. ولی با کمی تامل متوجه می‌شویم که از تمام شخصیت‌های دیگر متمدن‌تر است. افرادی که خود را متمدن می‌دانند؛ برده‌هایی بیش نیستند و تنها این وحشی‌ست که هم آزاد است و هم متمدن و علاوه برآن به لحاظ شخصیتی هم کاملا آزاد از هرگونه هوای نفس و امیال نفسانی‌ست؛ آزاد، به معنیِ واقعی کلمه، او حتی بنده‌ی نفس هم نیست، چیزی که در دنیای قشنگ نو مفهومی ندارد.

ولی درنهایت شاهد رفتارهایی از وحشی هستیم که چندان به مذاق‌مان خوش نمی‌آید؛ نظر من در مورد هدف هاکسلی این است که کوشیده به ما ۲ تصویر و روشِ زندگی را نشان دهد و هرچند هرگز به قضاوت نپرداخته و کاملا این مهم را به عهده‌ی مخاطب گذاشته، میخواسته که خودمان تعادلی متمایل به وحشی را به عنوان مسلکِ زندگی‌مان برگزینیم.

 

هکرها کجا زندگی میکنند؟

Wed, 04/29/2015 - 16:19

Hacker

تابحال کلمه‌ی سرقت انفورماتیک را شنیده‌اید؟! سرقتی که فرد سارق طی آن در اتاق خانه‌اش در آن سر دنیا نشسته است و چند روز پس از سرقت حتی اسم شما را بخاطر نمی‌آورد. سرقتی که در دنیای واقعی غیرممکن است. غیرممکن است که در دنیای واقعی کسی بتواند حساب بانکی شما را در یک لحظه خالی کند، ولی در دنیای دیجیتال، اتفاقی‌ست معمول که تقریبا هرروز اتفاق می‌افتد، و کافی‌ست کمی سهل‌انگاری کنید و کمی هم کم‌شانس باشید. اما مسئله‌ی جالب‌تری که در دنیای سارقان سنتی بسیار نادر و تقریبا غیرممکن بود، این است که سارقان منطقه یا شهری داشته باشند، ولی در دنیای کامپیوتر هیچ چیز غیرممکن نیست.

در واقع شهر کوچکی در کشور رومانی وجود دارد، که معروف به دره‌ی هکرهاست. “دره‌ی هکرها” پایتخت سارقان اینترنتی در دنیاست.

هرفردی که در دنیای اینترنت و کامپیوتر به خرابکاری بپردازد، هکر نامیده می‌شود، و در سال‌های اخیر تعدادِ افرادی که این توانایی را داشته باشند که هزاران دلار از شرکت‌ها و موسسات دزدی کنند، افزایش چشمگیری داشته. شهر ” رامنیکو والسئا ” در رومانی محفل گرم این افراد است. یکی از دلایل اصلی افراد برای روی آوردن به این شغل کمبود شغل است که مخصوصا در سال‌های اخیر گریبانگیر همه‌ی کشورها شده است.

طبق تحقیقات FBI بیش از ۸۰ درصد قربانیانِ سرقت‌های سایبری توسط هکرهایی مورد سرقت قرار گرفته‌اند که در این دره زندگی می‌کنند. نکته‌ی جالب دیگر این است که برای این افراد سرقت به شغل ثابت تبدیل شده و میانگین درآمد آن‌ها نیز حدود ۵۰هزار دلار در ماه است.

باید بدانید به دام انداختن و متهم کردن این افراد نیز به این سادگی نیست، با این حال پلیس رومانی تصمیم دارد طی یک عملیات برنامه‌ریزی شده برخورد سختی با دزدان اینترنتی داشته باشد.

منبع یادگیری برنامه‌نویسان، خودشان هستند

Fri, 04/17/2015 - 22:12

Software Developers

توسعه‌دهندگان نرم‌افزار شبیه دیگران نیستند. تفاوت اساسی میان یادگیری و پیشرفت میان برنامه‌نویسان و دیگران وجود دارند. به طور کلی می‌توان این را الگویی جهانی دانست. درواقع در همه‌جای دنیا منبع اصلی یادگیری توسعه‌دهندگان، خودشان هستند.سایت Stack Overflow یک بهترین منابع یادگیری در میان برنامه‌نویسان است. سایت Stack Overflow یک سایت پرسش و پاسخ است که نام آن هم الهام گرفته شده از خطای سرریز پشته است. ۲ تصویر زیر نشان‌دهنده‌ی تعداد برنامه‌نویسان، براساس کشورهاست، که ۶ کشور دارای بیشترین برنامه‌نویس و کمترین برنامه‌نویس را نمایش می‌دهد. البته به دلیل اینکه زبان این سایت انگلیسی است، مسلم است که برخی کشورهایی که زبان اصلی‌شان انگلیسی نیست، تمایل چندانی به عضویت و فعالیت در این سایت را ندارند، از جمله کشور پر جمعیتی مانند چین.

 

Top_6_StackOverflow
Battom_6_StackOverflowهمچنین طبق نمودار آمار منتشر شده توسط این وبسایت، میانگین سنی برنامه نویسان، بین ۲۵ تا ۲۹ سال است.
the average old of developer

به لحاظ تفاوت جنسیتی هم، حدود ۹۲ درصد از برنامه‌نویسان مرد هستند که رقم تکان‌دهنده‌ای‌ست، حتی اگر با واقعیت فاصله داشته باشد.

نمودار زیر هم نمایش دهنده‌ی تجربه‌ی کاربران است که نشان میدهد ۳۲درصد آنها، تنها ۲ تا ۵ سال است که مشغول فعالیت در این حوضه‌اند.
experience of developers

همچنین زبان مورد علاقه‌ی توسعه‌دهندگان در سال ۲۰۱۵ جاوا اسکریپت بوده است.

Most Popular Technologies

منبع

Trigup Fanap O'Reilly Media
iranserver

زبان‌ها